حرف تو حرف!!!

شماره ۱۶

سوووووووتتتتتت......دسسسسسسست

آخ جون امتحانام بالاخره تموم شد!

باورم نمیشه ‌. دیروز آخرین امتحانم رو دادم.

باورتون نمیشه امتحان نبود که المپیاد گرفته بود

استادمون.

شانس اوردم که من قبلا پروژه ای رو که داده بود و

و قراره ۱۱ تحویل بدیمش رو حل کرده بودم.

هر کی از جلسه امتحان میومد بیرون این شکلی

بودو می گفت یعنی چی؟ هیچکی نمیدونست

امتحانش رو چه جور داده.دو نفر نبودند که یه

سوال رو مثل هم نوشته باشن!

خلاصه که تموم شد ولی خدا رحم کنه.

امیدوارم همه دوستان امتحاناتشون رو خوب

پشت سر گذاشته باشن.

برای منم بی زحمت دعا  کنید .

دستتون درد نکنه .ولی من قول نمیدم واسه

کسی دعا کنما! سرم هنوز شلوغه بابا !

تا آخر تیر تحویل پروژه های متعدد دارم.

موفق باشید . فعلا  


نوشته ی شيدا در ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ در دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦

شماره ۱۵

با عرص معذرت از همه دوستان عزیز .گرفتاری های درسی

اصلا اجازه آپ کردن نمیداد و نمیده !

اگه گم و گور شدم همش بخاطر همینه!!!

هر بار که تردید داری ،مطمئن باش که شکست خواهی خورد.
                                               

                                                   « ناپلئون»  

وقتی متهم قاضی شود فاتحه ی عدالت خوانده شده است.
 
می اندیشم پس هستم،هستم چون فکر می کنم،فکر می کنم چون

 شک می کنم.                   

                                                    «دکارت»
                

عشق حواس را از دیدن عیوب منع می کند.
 

                                                    «ارسطو»

کلمه ی غیرممکن در قاموس ابلهان پیدا می شود.
         

                                                   «ناپلئون»
                                                              
                     
تدبیر همیشه بر شمشیر غلبه می کند.
 
                                                   «ناپلئون»

تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند.
           

                                                 «اسکاروایلد»
 

پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ هم گسیخته نمی شود چه رسد به دوری.
          

                                                     «ولتر»
 

یک پرنده ی کوچک که زیر برگها نغمه سرایی

 می کند ،برای اثبات خدا کافی است.
          

                                                 «ویکتورهوگو»
 
هر گهواره یک گور است.
                   

                                                   «ویکتورهوگو»

 


نوشته ی شيدا در ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ در دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦

شماره ۱۴

**هرگز زندگی ات را قربانی هیچ چیز نکن!

 

 همه چیز را قربانی زندگی کن! زندگی هدف نهایی است،

 

 بزرگتر از هر کشوری، بزرگتر از هر کیشی، بزرگتر

 

از هر بتی، بزرگتر از هر آرمانی.

**عشق یک آینه است. رابطه ی واقعی، آینه ای است

 

که در آن دو عاشق چهره ی یکدیگر را می بینند

 

و خدا را باز میشناسند.این راهی به سوی پروردگار است.

**در این دنیا هم اینجا، هم اینک بمان و به راهت ادامه

 

بده و با قهقهه ای برخاسته از عمق وجودت ادامه بده.

 

راهت را به سوی خدا برقص! راهت را به سوی خدا بخند!

 

راهت را به سوی خدا آواز بخوان!

 

**کل بازی هستی آنقدر زیباست که تنها خنده می تواند

 

 پاسخ آن باشد. تنها خنده میتواند عبادت و شکر واقعی

 

باشد.

**هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم

 

میگذارد. او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی

 

که باید ابلاغ شود، که چکاری که باید تکمیل گردد.

 

 تو تصادفا اینجا نیستی،بلکه به طور هدفمندی

 

اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است.

 

کل هستی بر آن است که کاری را از طریق تو به

 

انجام برساند.

 

**رخداد واقعی فقط برای افراد واقعی رخ میدهد. تکه کلام

 

گورجیف این بود: (( در جستجوی واقعیت نباش،

 

خودت واقعی شو!)) چرا که واقعی فقط برای افراد واقعی

 

 اتفاق میافتد. برای افراد غیر واقعی فقط غیر واقعی

 

 رخ میدهد.

**دانش مانع از شناخت است.وقتی پرده ی دانش فرو افتد

 

گل شناخت شکفتن میگیرد.

**فردی خلاق به دنیا می آید و بر زیبایی دنیا می افزاید

 

-آوازی اینجا، پرده ی نقاشی آنجا. او باعث می شود

 

دنیا بهتر به رقص درآید، بهتر محفوظ شود، بهتر

 

 عشق بورزد و بهتر مراقبه کند. و وقتی از دنیا رخت

 

 بر می بندد، دنیایی بهتری را پشت سر می گذارد.

**عشقت را در مراقبه ات و مراقبه ات را در

 

عشقت جاری ساز. این همان چیزی است که من

 

تعلیم میدهم.این همان چیزی است که زندگی پویا

 

 میخوانمش و زندگی مذهبی زندگی ای پویاست.

**به خاطر داشته باش که زندگی نوسانی است بین شب

 

و روز، تابستان و زمستان. این نوسانی دائمی است.

 

هرگز هیچ کجا از حرکت نیاست! در جنبش باش

 

 !و هر قدر این نوسان بزرگتر باشد تجربه ات ژرفتر

 

 خواهد بود.

**هر فرد یک آزادی است یک آزادی ناشناخته.

 

آزادی ای غیر قابل پیش بینی و غیر قابل انتظار.

 

 شخص باید در آگاهی و ادراک زندگی کند.

 

**همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید قادر

 

 به دیدن باشی. همه لحظه ها میمون و مبارکند

 

. اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز

 

هیچ چیز عیب پیدا نخواهد کرد.

**همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا و

 

 تسلیم باشی. همه ی لحظه ها نعمت اند فقط تو باید

 

 قادر به دیدن باشی. همه ی لحظه ها میمون و مبارک اند.

 

اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب

 

 نخواهد کرد.

 موفق باشید ..


نوشته ی شيدا در ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ در یکشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٥

شماره ۱۳

 

 من اعتراف میکنم که دستهای سنگیم بدون تو شکسته اند

من التماس می کنم که در نگاه ساکتت دوباره پر شوم ز اشک

دوباره پر شوم زآه

وبگذرم از این هوای پر گناه

چگونه می توان نشست

چگونه می توان ندید

چگونه می توان نخواند

در این دیار پر سکوت چگونه می توان شنید

چه روزها که آمدند نیامدی

چه هفته ها که می روند نیامدی

ومن پر از دوباره ها دوباره ها دوباره ها

قسم به او

قسم به آبی حضور او به غربت شکسته ام قدم گزار

غریب تر زغربت پرندگان بسته پر

شکسته تر زماهی شکسته تنگ بی خبر

 

 در این زمانه خراب خراب تر زنام وننگ سربی تبر

عزیز دل مرا ببر

مرا ببر از این دیار نا مراد به سر زمین جاودانه حضور

 حامی خودتمرا ببر از این کرانه های زرد به ساحل

غریب آبی خودت

دلی که سرگران ودربه در اسیر درد گشته است

بخوان بخوان به واد ی خودت     

 

بازهم خواهم آمد...اگر آمدنی باشم


نوشته ی شيدا در ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ در شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥

شماره ۱۲

 

 

چگونه به آرامش برسيم؟؟؟

 

لذت های ساده زندگی را انتخاب کن

لباست را از پارچه های سفید و طبیعی انتخاب کن که احساس آرامش و

 پاکیزگی را القا می کند.
 

در هم ریختگی ها را مرتب کن

درهم ریختگی انرژی را مسدود می کند و موانع زیرکانه در

 زندگی ات ایجاد می کند.
 

روحت را پروش بده

صرف وقت بیشتر با دوست خوب و وقت کمتر با دوست بد بر

سلاممت ذهن و روحت تاثیر مثبت می گذارد.
 

به ذهنت آرامش بده

کارهای کند و تکراری راه بسیار خوبی برای آرام کردن یک ذهن

 مشوش است.
 

عشق بساز

عشق را به زندگیت وارد کن.

تاثیر مثبتی بر الگوی فکری و سطح ترشح اندروفین در

خونت خواهد داشت.

اگه از زندگیت خیلی راضی نیستی حداقل این عشق رو برای

ایجاد کن تا اون از

زندگی رضایت کافی داشته باشه فداکار باش و بذار در ذهنش از

 همسرش یک خاطره بسیار خوب به جا بمونه اونقدر بهش محبت کن

 خیلی زیاد بیشتر از اون چیزی که خودت دلت می خواد یکی بهت

محبت کنه - حتی اگه خیلی بهت محبت نمی کنه – که وقتی نباشی

واقعا احساس دلتنگی کنه و واقعا محبتت رو با تمام وجود احساس کنه و با

تمام وجود خودش رو مدیون تو بدونه امتحان کن
 

ایمان داشته باش

دعا معمولا تنها راه مقابله با بعضی مشکلات غیر قابل حل است.
 
 

راهت را به سوی خوشبختی لمس کن

یکی از مطمئن ترین راههای تسکین اضطراب نوازش هست .

دستی که روی شانه ات حلقه شده وضعیت ساده ای است که گاهی

شگفتی می آفریند .
 

حباب صابون و آشفتگی

بعد از یک روز کار سخت برای احیا و سرحال آوردن جسم خسته

هیچ چیز بهتر از خیسیدن در حمام نیست .
 

تحت فشار

سعی کن در وضعیت تنش واکنش بیش از حد نشان ندهی .

 
بزن بیرون و خودت رو تخلیه کن

اگر شک داری از مشکل فرار کن البته در آن لحظه تا فکرت از آشفتگی

 رهایی یابد

 .ورزش راه وفق العاده ای است برای تسکین تنش .
 

فکر باز داشته باش

با آدم های تازه دوست شو به ظاهر مرد نگاه نکن و یادت باشد که غریبه ها

دوستانی هستند که هنوز با آنها آشنا نشده ایم .
 

روش پاسخ به تنش ات را تغییر بده

مواجه با اضطراب با منشی آرام و موقر خود درونیت را تغذیه خواهد کرد .
 
خطا کردن انسانی  و بخشیدن الهی است

خشم یک احساس منفی است .

از دشمنانت بزرگوار تر باش و تا می توانی آنها را ببخش .
 

و نفس عمیق بکش

وقتی خودت رافشار احساس می کنی آهسته نفس از بینی تو بکش و از

 دهان بیرون بده به زودی احساس آسودگی خواهد کرد .


نوشته ی شيدا در ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ در دوشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٥

شماره۱۱

خدایا می خواهم ...

توان آن را داشته باشم که ادامه دهم

اگر زمانه بر وفق مراد نگشت از نو آغاز کنم

زیبایی را ببینم هنگامی که دیگران ناتوان از دیدن آنند

می خواهم...

امید رویایی نو داشته باشم و شکیبا

تا رویاهایم همچنان ادامه یابد...

و خردمند

آنگونه که به آینده چشم داشته باشم...

***


همه گناهکارند....هیچ کس از خود ما گناهکارتر نیست

 

خط آخر...

نوشته ی شيدا در ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ در شنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٥

شماره ۱۰

صوووووووووت !!!

دسسسسسسسسسسس!!!

تولدم خیلی مبارک باشه!!!

اگه گفتی امسال چند سالم

شد؟

هه هه !!! این یه رازه!!!

از تبریکات صمیمانه تان

پیشاپیش ممنونم!!!


نوشته ی شيدا در ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ در سه‌شنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸٥

شماره ۹

بالاترین... بالاترین خودت باش...

آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبرو شوی .

آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول کنی که نمی توانی

همه ی کارها را به تنهایی انجام دهی .

و در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند بخشنده باش .

در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش .

آنقدر عاقل باش تا قبول کنی در مورد همه چیز آگاهی نداری .

آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی .

شادی هایت را با دیگران تقسیم کن .

در غم و اندوه دیگران شریک شو .

راهنمای افرادی باش که خود را گم کرده اند .

هنگامی که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده اند .

اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی

آخرین کسی باش که از رفیق شکست خورده ات انتقاد می کنی .

برای اینکه دچار اشتباه نشوی از جایی که قدم بعدیت را

 می گذاری مطمئن شو .

از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروی .

با کسانی که به تو عشق می ورزند مهربان باش .

و بالاتر از همه خودت باش...


نوشته ی شيدا در ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ در دوشنبه ۳ مهر ،۱۳۸٥

شماره ۸

یکی از دوستای خوبمون یه سؤال جالب پرسیده بود

 

و اون این بود که « ما باید کدوم رو قبول داشته باشیم؟

 

 اونی که دوسمون داره یا اونی که دوسش داریم».

 

من اونی رو انتخاب میکنم که دوسم داره و خودمم تا

حدودی بهش علاقه دارم.

 ذات ما آدمها اینطوریه که همیشه واسه چیزی تو سرمون

 

 میزنیم و با تمام وجود بهش عشق میورزیم که میدونیم

 

 مال ما نیست.تا وقتی دنبالش هستیم که بدستش نیاوردیم

 

 وخیالمون راحت نشده که مال خودمونه.ولی همین که 

 

خیالمون راحت شد که بدستش آوردیم و دیگه مال

 خودمونه، برامون عادی میشه و میریم دنبال یه

 

چیز جالب دیگه.......؟؟!!!!؟

 رسم ما آدما همینه دختر و پسر هم نداره هممون

 

 مثل همیم. تا وقتی عاشق و دلباخته کسی هستیم

 

که میدونیم مال ما نیست،همچین برا خودمون بزرگش

 

 میکنیم و بهش بها میدیم که بیا و ببین .واسه داشتنش

 

 حاضریم هرکاری بکنیم و «استغفرا...» میشه

 

خدای دوممون. ولی وای به اون روزی که 

 

بدبختِ بیچارهِ بخت برگشته فکرکنه ما همیشه

 

همینطوری عاشق میمونیم وعشقشو بروزبده،

 

 دیگه اون روی ما خودشو نشون میده.

 

همچین واسه طرف خودمونو میگیریم و بهش کم محلی

 

 میکنیم که انگار اصلا  توعمرمون اونو ندیدیم

 

 و نمیشناسیمش.همینکه مطمئن شدیم طرف مال

 

خودمونه و بدستش آوردیم،دلمونو میزنه، برامون

 

عادی میشه و میریم دنبال یه بازیچه و سرگرمی دیگه.

 

غافل از اینکه یه روز یکی همین کارو با خودمون میکنه.

 

پس دوستای گلم اگه کسی رو واقعا" دوست دارید،

 

 برای اینکه ازدستش ندید عشقتونو با کاراتون

 

نشونش بدید،هیچ وقت به زبون نیارید وگرنه

 

میره و دیگه برنمیگرده.


نوشته ی شيدا در ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ در پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥

شماره ۷

سلام به همه ی همراهان همیشگی وبلاگم!

(چقدر خودمو تحویل میگیرم،نه؟)

تو این پست میخوام به تفاوت های دختر و پسر که

مطمئنم همتون بهشون واقفین،اشاره کنم.(خانموای عزیز

لطفا پشتیبانی یادتون نره!)

1.وقتي يک دختر حرفي نميزنه
 

ميليونها فکر در سرش مي گذره...
 

2.وقتي يک دختربحث نميکنه
 

عميقا مشغول فکر کردنه..
 

3.وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکنه
 

يعني نميدونه تو تا چند وقت ديگه با او خواهي بود.
 

4.وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي

تو مي گويد:خوبم!
 

يعني اصلا حال خوبي ندارد.

 
5.وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
 

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گي!
 

6.وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
 

آرزو ميکنه براي هميشه مال اون باشي.
 

7.وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
 

توجه تو را طلب مي کنه.
 

8.وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
 

يعني ميخواد تو اقلا يک بار جوابش رو بدي.
 

9.وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
 

يعني واقعا دوستت داره.

 
10.وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند 
 

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي.
 

11.وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
 

هيچ کسي در دنيا بيشتر از اون دلتنگ تو نيست.(قدر نمدونن!).

 

 اما آقا پسرای محترم رو داشته باشین :

 

1.وقتي يک  پسر حرفي نمي زنه         
 

حرفي براي گفتن نداره.
 

2.وقتي يک پسر بحث نميکنه
 

حال وحوصله بحث کردن ندارد.(سر مسائلی که به نفعشون باشه

بحث که هیچی دعوا هم میکنن .)
 

 3.وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
 

يعني  واقعا گيج شده است.(تو مسائلی که به نعفشون باشه

حواسشون خوب جمعه!)
 

4.وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي

تومي گويد: خوبم !
 

 يعني واقعا حالش خوبه  (شایدم اون موقع حواسش جای

دیگه ای پرت بوده!) 
 

5.وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

 
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني(حالت دوم

 بیشتر اتفاق میوفته ،چون آقایون همیشه طلبکارن از همه!)
 

6.وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.
 

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي(این مورد 1000 سال

 یک بار اتفاق میوفته زباد دلتونو خوش نکنید!)
 

7.وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
 

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند.
 

8.وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد
 

 بدون که براي همه "فوروارد" کرده!
 

 9.وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
 

دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود).
 

10.وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
 

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه!

 


نوشته ی شيدا در ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ در دوشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٥